مایکروسافت در حال ایجاد تغییراتی بنیادین در ساختار خود است تا هم کسبوکار کنونیاش را گسترش دهد و هم در خط مقدم انقلاب هوش مصنوعی باقی بماند. این مقاله تشریح میکند که چرا این «بازآفرینی» برای مشتریان، کارمندان و کل صنعت اهمیت دارد.
خلاصهی سریع
- هدف: ترکیب نیروی انسانی مشتریان با قابلیتهای جدید هوش مصنوعی
- تغییر اصلی: جودسن آلتهاف رئیس کل کسبوکار تجاری شد تا فروش، بازاریابی و عملیات را در یک فرمان واحد گرد هم آورد
- نتایج: حلقهی بازخورد میان نیاز مشتری و تحویل محصول تنگتر میشود و مهندسان میتوانند روی زیرساخت و نوآوری تمرکز کنند
چرا این تغییر حالا پیش آمده؟
رشد بهرهوری در سطح جهانی
تاریخ ثابت کرده فناوریهای عمومی مثل هوش مصنوعی تولید ناخالص داخلی را جهشی بالا میبرند. مایکروسافت میخواهد مشتریانش زودتر از این موج بالا بروند.
فشار رقابت
رقبا سرمایهگذاری سنگینی روی زیرساخت دیتاسنتر و مدلهای هوش مصنوعی کردهاند؛ باید همچین تصمیمهای کلانی گرفت تا جا نماند.
افزایش انتظار مشتری
سازمانها دیگر فقط ابزار میخواهند؛ دنبال راهحلهایی هستند که فروش، خدمات و عملیاتشان را یکپارچه تغییر دهد.
ساختار جدید چگونه کار میکند؟
جودسن آلتهاف، مدیرعامل بخش تجاری
او حالا فروش جهانی، بازاریابی و عملیات را زیر یک چتر اداره میکند تا تصمیمگیری سریعتر شود.
تاکشی نوموتو، رئیس بازاریابی
بازاریابی تمامعیار از جمله مدل کسبوکار، برنامهریزی و برند سازمانی به او گزارش میدهد تا هماهنگی با فروش حداکثری شود.
تیم رهبری تجاری جدید
- نمایندگانی از فروش، مهندسی، مالی و عملیات
- مسئولیت مشترک برای آمادگی محصول و اجرای فروش
- ارزیابی دائمی بر اساس بازخورد مشتری
چه منافعی برای مشتری دارد؟
راهحل یکدست
دیگر خبری از تماسهای پیاپی با بخشهای مختلف نیست؛ یک تیم متخصص کل چرخه را همراهی میکند.
سرعت تحویل بالاتر
حلقهی بازخورد میان نیاز واقعی و توسعه محصول تنگ شده، بنابراین بروزرسانی زودتر به دست مشتری میرسد.
نوآوری سریعتر
مهندسان روی دیتاسنتر، معماری سیستم و مدلهای هوش مصنوعی تمرکز میکنند و نوآوری زودتر در محصول لحاظ میشود.
آیندهی کارکنان مایکروسافت
یادگیری مداوم
هر کارمند باید مهارتهای جدید را سریعاً بیاموزد و روشهای همکاری تیمی تازه را به کار گیرد.
حفظ نزدیکی به «متال»
تنها تصمیمگیری در اتاق جلسات کافی نیست؛ باید دستگاهها و کدهای واقعی را لمس کرد و مشکلات را همانجا حل کرد.
فرهنگ بازآفرینی
این دگرگونی «تکامل» نیست، «بازآفرینی» است؛ همه باید نقشهای تازهای به عهده گیرند و خودشان را از نو تعریف کنند.
