خلاصهی سریع
سریال «Alien: Earth» ترکیبی از ترس واقعی و شوخی تلخ است. نُوا هاولی میگوید دنیای ۲۰۲۵ آنقدر عجیب شده که داستان بیگانه دیگر غریب نیست؛ او از نگاه بچهها و مسئولیتناپذیری ثروتمندان جوان، ترس امروز ما را روایت کرده است.
چرا اینبار رباتها مهمتر از بیگانهها شدند؟
هاولی میگوید داستان «شکارچی و شکار» بُرد بلند ندارد. او به سکانسی در فیلم اول ridley scott اشاره میکند که ریپلی هم از هیولا میگریزد و هم از ربات. این دوگانگی «ترس از طبیعت و فناوری» را به مفصل سریال تبدیل کرده است.
نگاه بچهها به هیولاها چه فرقی دارد؟
وندی، دخترمصنوعی، هیولا را «بد» نمیبیند؛ او موجودی میبیند که خواسته نیامده. این دید پاک بچهها، تماشاگر را به تأمل وا میدارد: «ما مقرر میکنیم کدام موجود حق زنده ماندن دارد؟»
بوی کاوالیه؛ پسر نابغهای که بزرگنشده است
ثروتمند جوان داستان، هنوز ذهن نوجوان دارد: «هر چیزی را بشکن تا سهم بگیری، بعداً فکر عواقبش میکنیم.» هاولی میگوید این روحیه «اختلالساز» امروزه در سکوهای فناوری هم دیده میشود.
دوستی با طوفان؛ رابطهی وندی و زنومورف
وندی زبان بیگانه را بیکتابآموز یاد میگیرد. هاولی توضیح میدهد: «مثل بچهای که با طوفان دوست شده؛ ممکن است با تو باشد، ولی کنترلپذیر نیست.»
ترس اخلاقی؛ وقتی انسان از هیولا هموحشیتر میشود
سریال ترس جدیدی میسازد: «ترس از خود انسان.» مثال میشود شخص morrow که از کودک-موجود مصنوعی میخواهد انتخاب کند چه کسی بمیرد. این تقاضا حتی بر پایهی اخلاق بزرگسالان هم هولناک است.
فصل دوم احتمالی؛ چه چیزهایی در راهاند؟
هاولی میگوید اگر تمدید شود، سراغ «ژئوپلتیک» این دنیا میرود: چه کسی برندهی بازی قدرت میشود؟ همچنین میخواهد نشان دهد اگر مرزهای ایمنی بشکنند، بعدش چه فاجعههای فناورانهای در انتظار است.
