کاری نمیشد کرد، طی این مدت فقط در دو سه پروژه دولتی فعالیت کردم، یکی از آنها کنده کاری کتیبهای برای زلزله سرپل ذهاب بود و من و برادرم دو ماه دل کوه را تراش دادیم که بتوانیم این کتیبه را بسازیم اما به دلیل برخی مشکلات و کمبود بودجه کار نصفه نیمه ماند و هنوز که هنوز است تکلیف آن مشخص نشده
کارگاه حالا سوت و کور مانده و مجسمهها در گوشهای از آن آرام گرفتهاند، ناراحتی من از تنها ماندن من و مجسمه هایم نیست، ناراحت از اینم که دیگر نمیتوانم داستانهای دیگری را دل سنگها بیرون بکشم چون پولی برای این کار ندارم
میتوانم مجسمه هایی به ارتفاع ۵۰ متر را در دل کوه حفر کنم، اما هزینهای برای انجام این کار ندارم و بی پولی دست هایم را بسته و فقط مرا در حسرت دیدن آن مجسمههای غول پیکر گذاشته
جهانشاه کریمی حالا ۱۷ سال است در عرصه مجسمه سازی و پیکرسازی فعالیت میکند و دست ساختههای او در بسیاری میادین شهرهای مختلف کرمانشاه خودنمایی میکند، مجسمههای سنگی بزرگی که هرکدام با زبان بی زبانی داستان و حکایتی را از قهرمانان و اساطیر این سرزمین روایت میکنند
در غرب کشور نظیر ندارد و در کشور نهایتا به تعداد انگشتان دست پیکرتراشی به مهارت او پیدا میشود، اما حالا این مجسمه ساز و مجسمه هایش تنها ماندهاند و هنر دستهای ماهر او مدت هاست که خاک میخورند، دست هایی که میتواند مجسمههای سنگی به ارتفاع ۵۰ متر را هم در دل کوهها کنده کاری کند و اثری به جا بگذارد که تا نسلها روایتگر داستانهای این سرزمین باشد
حتی میتوان از این مجسمههای سنگی و چوبی کوچک به عنوان سوغاتی که نشانگر هنر مردمان این سرزمین است به مهمانان کرمانشاه هدیه داد و تنها نیاز است همه برای حمایت از این هنر ناب پای کار بیاند
منبع خبر
