از بسیاری از مدیران کسبوکارهای مختلف در کشورهای آسیایی در مورد یک موضوع پرسش کردیم؛ «چگونه با وجود این همه برند و رقابت بین آنها به یک برند برجسته و متمایز دست یابیم؟»
تمام این کسب و کارها سرمایه لازم، طرح تجاری قابل اطمینان، محصولات خوب و با کیفیت و خدمات با قیمت عادلانه همراه با شایستگی برای تولید آنها و قابلیت بالقوه برای فروش را دارند.
مشکل قابل ملاحظه این است که آنها قادر به جذب و حفظ مشتریان و کارکنان مدنظر خود نیستند.
براساس این مطلب که در وبسایت «ام بی ای نیوز» منتشر شده است، شرکتها برند خود را برمبنای آگاهی و بینش، تعیین کردن اهداف برند، شناسایی مشتریانی که به راستی باید به آنها خدماترسانی شود، بهبود کیفیت محصولات و خدمات، استخدام و تعلیم بزرگترین داراییهایشان (یعنی کارکنانشان) برای ارائه مناسب وعده برند به مشتریان، پایه ریزی نکردهاند.
استراتژی برندهایی همچون اپل، ایجاد تمایز است حال آنکه در بیشتر کشورهای آسیایی به جای ایجاد تمایز و نوآوری، راه آسان کپیبرداری و تقلید را دنبال کرده و استراتژی رهبری قیمت را در بازارهای جهانی دنبال میکنند.
براساس روند کاری آنها (طرح شما برای ساخت) مدیر تولیدات شیائومی، بخشی از وقت خود را به جمعآوری بازخورد کاربرها از انجمن مشتریان آنلاین اختصاص داده است و هر بار که پیشنهادی را انتخاب میکند در عرض چند ساعت روی میز یک مهندس به یک عمل قابل مشاهده مبدل میشود.
این واضح است که شرکتها و برندهای موفق امروز باید با تغییرات سریع منطبق شده و آنها را بپذیرند و این به معنای نظارت مداوم بر بازار است و اینکه چگونه از نظر اجتماعی، فناوری، قانونی، دیدگاه اقتصادی توسعه پیدا میکند.
چرا برندهای جهانی و با ارزشهای بالا که جزو صد برند برتر جهان هستند، اغلب از کشورهای آمریکایی و اروپاییاند؟ چه مشکلی وجود دارد که هنوز یک برند متمایز همچون «اپل» از آسیا نیامده است؟
منبع خبر
