پارامترهای UTM و اهمیت آن‌ها را در دیجیتال مارکتینگ بشناسید



را چقدر می‌شناسید؟ باید اذعان کنیم که اگر امروز کسی بدون استفاده از این ردیاب‌های دقیق، به اجرا و بررسی عملکرد فعالیت‌های بازاریابی‌اش مشغول باشد، شبیه به همان فردی می‌ماند که در تاریکی مطلق، قدم برمی‌دارد!
ترافیک اتریبیوشن که ما در این مقاله از معادل فارسی استناد ترافیک برای آن استفاده می‌کنیم، قابلیتی است که به‌واسطه آن می‌توان فهمید کدام منابع، بازدیدکنندگان را به یک وب‌سایت خاص هدایت می‌کنند؟ بی‌تردید تا وقتی ندانیم کاربران، چطور و از چه راهی وارد وب‌سایتمان می‌شود، نمی‌توانیم کارایی و اثربخشی کمپین‌های بازاریابی مختلفمان را به‌درستی بسنجیم و قادر نخواهیم بود تا یک تبدیل (
سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چطور می‌توانیم ترافیک ورودی به وب‌سایتمان را دریابی کنیم؟
که نقش بسیار مهمی در انتساب ترافیک با استفاده از ابزار گوگل آنالیتیکس ایفا می‌کنند، آشنا کنیم.
بازاریاب‌ها باید بتوانند برای مقایسه عملکرد فعالیت‌های بازاریابی‌شان از طریق کانال‌های مختلف، تبدیل‌ها را به منابعی که از آن‌ها وارد وب‌سایت می‌شوند، منتسب کنند.
حالا اگر ما نتوانیم بفهمیم که این کاربر برای ورود به وب‌سایت قبلا از کدام وب‌سایت‌ها، کمپین‌ها یا کانال‌ها بازدید کرده و از چه مسیرهایی وارد وب‌سایت ما شده، چطور می‌توانیم از میزان نقش هر منبع در تبدیل این کاربر به یک تبدیل، مطلع شویم؟ اگر نتوانیم منشا و منبع ترافیک ورودی وب‌سایت را شناسایی کنیم، نه‌تنها از ارزیابی اثربخشی فعالیت‌هایمان در کانال‌های تبلیغاتی مختلف، عاجز می‌مانیم بلکه نمی‌توانیم شاخص‌های مهمی را مثل هزینه تبلیغات به ازای هر خرید (
ردیابی درست منابعی که ترافیک ورودی از طریق آن‌ها وارد وب‌سایت می‌شوند، دید واضحی از نقشه سفر خرید کاربر برایمان فراهم می‌کند.
گوگل آنالیتیکس چطور منابع ترافیک را می‌شناسد؟
گوگل آنالیتیکس چطور منابع ترافیک را می‌شناسد؟
برای درک سازوکار استناد ترافیک، نخست باید ببینیم که گوگل آنالیتیکس، چطور منابع ترافیک ورودی به یک وب‌سایت را به ازای هر سشن (نشست) شناسایی می‌کند؟ یک
هر سشن فقط می‌تواند یک منبع ترافیک داشته باشد.
گوگل آنالیتیکس برای شناسایی منبع ترافیک هر سشن، از دو سرنخ اطلاعاتی مهم استفاده می‌کند:
این فیلد توسط یک اسکریپت در گوگل آنالیتیکس یا هر اسکریپت دیگری مثل
درنتیجه گوگل آنالیتیکس می‌تواند با استفاده از مقادیر
متوجه شود که کدام صفحه، باعث ایجاد یک سشن برای کاربر ورودی شده و به‌این‌ترتیب، وب‌سایت ارجاع دهنده، شناسایی می‌شود.
هستند؛ بااین‌حال مواردی هم وجود دارند که این مقدار که درواقع همان منبع ورودی کاربر است، قابل‌ردیابی نیست:
در شرایطی که گوگل آنالیتیکس نتواند با استفاده از مقدار
منبع ترافیک را شناسایی کند، از کدهایی تحت عنوان پارامترهای جستجوی
این پارامترها سرنخ‌هایی را در اختیار گوگل آنالیتیکس می‌گذارند که بتواند منبع ترافیک ورودی را کشف کند.
اگر گوگل به هیچ‌یک از این دو سرنخ طلایی یعنی
دسترسی نداشته باشد، ترافیک ورودی را «مستقیم» یا بلا واسطه تلقی می‌کند و واضح است که از طریق نمی‌توانیم هیچ ایده‌ای درباره منبع ورود کاربران به وب‌سایتمان داشته باشیم.
دسترسی ندارد و همین امر، بینش ما را نسبت به منبع یا سورس بخش قابل‌توجهی از ترافیک ورودی به وب‌سایتمان، مخدوش می‌کند؛ اما نکته مهم‌تر این است که حتی در صورت دسترسی به
کلیک روی یک لینک خاص و ورود به وب‌سایت، از طریق کدام کمپین بازاریابی صورت گرفته است؟ توجه داشته باشید که برای تحقق اهداف تجاری، معمولا چند کمپین، تعریف و اجرا می‌شوند.
فرض کنید سه کمپین متفاوت را در فیس‌بوک اجرا کرده‌اید؛ در این صورت، صرفا با دانستن
که همان فیس‌بوک است، چطور می‌خواهید بفهمید که کدام کمپین، باعث ورود کاربر به وب‌سایت شما شده است؟
کلیک روی یک لینک و ورود به وب‌سایت، از طریق کدام کمپین ایمیلی صورت گرفته است؟
لینک ارجاع دهنده، به کدام‌یک از شبکه‌های اجتماعی مربوط است؟ در اینجا شاید بتوانیم بفهمیم که آن شبکه فیس‌بوک یا توییتر بوده اما نمی‌توانیم بفهمیم که آن لینک متعلق به کدام پست، تبلیغ یا توییت بوده است؟
متن لینک یا پیوندی که کاربر با کلیک روی آن وارد وب‌سایتمان شده چه بود؟
اگر بتوانیم هر آنچه را که درباره یک لینک می‌دانیم، به گوگل آنالیتیکس بگوییم و اطلاعات کاملی درباره آن لینک مثل محیط به اشتراک‌گذاری، کمپین تبلیغاتی، هدف به اشتراک‌گذاری، عنوان یا متن دعوت به اقدام برای آن لینک و … در اختیارش بگذاریم، آنگاه می‌توانیم به دانش و نکات بسیار ارزشمندی دست پیدا کنیم.
این دانش، ما را قادر می‌سازد تا بفهمیم عملکرد کمپین‌های بازاریابی یا ایمیلی‌مان چطور بوده یا متن کدام‌یک از دعوت به اقدام‌ها، در ترغیب کاربر به کلیک روی لینک و ورود به وب‌سایتمان، متقاعدکننده‌تر بوده است؟
) مجموعه‌ای از پنج پارامتر پرسشی هستند که می‌توانیم آن‌ها را به لینکی که کاربران را به‌سوی وب‌سایتمان هدایت می‌کند، ضمیمه کنیم.
) است و شما هم صاحب یک فروشگاه لباس هستید که لینکی را در یکی از گروه‌های فیس‌بوکی قرار داده‌اید تا بتوانید برای حراج تابستانه (
موجود در لینک وب‌سایتتان می‌تواند به شکل زیر باشد:
این پارامترها کمکمان می‌کنند تا منابع ترافیک و تبدیل و همین‌طور خصوصیات آن‌ها را شناسایی نموده و ترافیک ورودی وب‌سایتمان را در گروه‌های معنادار و متمایز، سازمان‌دهی کنیم.
به لینک‌های ورودی وب‌سایت، ضمن کسب بینش شفاف نسبت به منابع ترافیک دریافتی‌تان، می‌توانید برای سازمان‌دهی داده‌ها و اطلاعاتی که از طریق این پارامترها کسب می‌کنید، صرفه‌جویی‌های مالی و زمانی چشمگیری داشته باشید.
نام وب‌سایتی را که کاربر از طریق کلیک روی لینک مندرج در آن وارد وب‌سایتتان شده، به گوگل آنالیتیکس می‌گوید.
، کمپین بازاریابی یا تبلیغاتی را که باعث ورود کاربران به وب‌سایت شده نشان می‌دهد.
معمولا با هدف شناسایی عنوان جستجو در لینک گنجانده می‌شود اما درعین‌حال می‌تواند به شما بگوید که کاربران دقیقا روی کدام لینک با کدام عنوان دعوت به اقدام (
اطلاعات بیشتری را درباره لینکی که کاربر از طریق آن وارد وب‌سایت شده، در اختیارتان قرار می‌دهد.
هرچند شناسایی منبع، رسانه و سایر خصوصیات یک لینک، به‌خودی‌خود می‌تواند ارزشمند باشد؛ اما تجزیه‌وتحلیل جدی این اطلاعات به سازمان‌دهی مناسب ترافیک دریافتی در گروه‌های معنادار و مبتنی بر خصوصیات مشترک، نیاز دارد.
را در لینکی که برای این کمپین، ایجاد کرده‌ایم، بگنجانیم.
در اینجا می‌توانیم برای هر کدام از این پارامترها، مقادیر زیر را انتخاب کنیم:
utm_source: Facebook, facebook, facebook.
com, FB, fb, FB-Ad, facebook Ad
واضح است که دو پارامتر بالا با هر اسمی، می‌توانند منبع کلیک یعنی فیس‌بوک و کانال ارتباطی آن یعنی همان تبلیغات را به ما معرفی کنند.
فرض کنید هر فرد، تیم یا مسئول رسانه بخواهد برای دو پارامتر بالا، مقادیر (عناوین) دلخواه خودش را انتخاب کند.
” استفاده کند و هر یک از این دو نفر برای پارامتر
چنین اطلاعاتی این امکان را برایمان فراهم می‌کند تا بتوانیم تبلیغات فیس‌بوک را با تبلیغات دیگری که در کمپین‌های پولی دیگر مثل
انجام می‌دهیم، مقایسه کنیم و گوگل آنالیتیکس بتواند گزارشی شبیه به گزارش زیر برایمان ایجاد کند.
تا زمانی که یک مقدار ثابت برای پارامتر
حواستان باشد وقتی این پارامترها را وارد گوگل آنالیتیکس کنید، دیگر نمی‌توانید به عقب بازگردید و موارد نامشابه را اصلاح کنید.
چند روش فوری و کاربردی برای بهبود ردیابی ترافیک ورودی وب‌سایتتان از طریق پارامترهای
حتی‌الامکان از حروف کوچک استفاده کنید: همان‌طور که گفتیم گوگل آنالیتیکس
البته گاهی کنترل همه مقادیر ورودی به گوگل آنالیتیکس، به کاری دشوار و حتی غیرممکن تبدیل می‌شود.
خوشبختانه در چنین مواقعی می‌توانید فیلترهایی در گوگل آنالیتیکس ایجاد کنید تا مقادیری را که برای پارامترهای
برای کل سازمان یا مجموعه، یک سند اصلی و مشترک تدوین کنید که همه تیم‌های کاری بتوانند به آن دسترسی داشته باشند و بر اساس آن کار کنند.
باید نام پلتفرم یا ابزاری باشد که کانال ارتباطی یا همان مدیوم، در بستر آن ساخته شده است.
com/?utm_source=it ;utm_medium=medium ;utm_campaign=sale
حالا اگر این پارامترها تعریف نشده بودند، گوگل آنالیتیکس آدرس خود وبلاگ یعنی
و موارد مشابه، از عنوان ایمیل برای تعریف پارامتر
اما اگر به‌عنوان‌مثال، ۲۰ کمپین مجزای ایمیلی داشته باشید، آیا به نظرتان اتخاذ چنین رویکردی در اختصاص مقدار به پارامتر
در این حالت اگر بخواهید همین رویکرد را ادامه دهید باید به هر کمپین ایمیلی، یک شماره اختصاص دهید و به‌این‌ترتیب باید برای بیست کمپین، بیست
و … ایجاد کنید که این‌ها در کنار سایر ابزارها و وب‌سایت‌هایی که نقش سورس یا منبع را ایفا کرده‌اند، در گزارشی که گوگل آنالیتیکس به شما می‌دهد (شکل زیر)، پدیدار می‌شوند.
با این اوصاف، دیگر نمی‌توانید مقایسه‌ی معناداری بین سورس‌ها داشته باشید؛ مگر آنکه فیلتری روی گوگل آنالیتیکس اعمال کنید که فقط ترافیک ورودی ناشی از کمپین‌های ایمیلی را (به‌عنوان سورس) به شما گزارش کند و با دانستن اینکه هر یک از مقادیر
اختصاص داده‌اید به کدام منبع تعلق دارد، بتوانید یک مقایسه کلی و نه‌چندان منسجم، بین کمپین‌های ایمیلی انجام دهید.
به‌علاوه، در چنین شرایطی اگر از سیستم‌عامل‌های مختلف برای ارسال ایمیل استفاده کنید (
، سرویس اتوماسیون ایمیل و …) آنگاه نمی‌توانید متوجه شوید هر ایمیلی که برای سایتتان، ترافیک جذب کرده، از کدام سرویس ارسال شده است که این هم می‌تواند کار تجزیه‌وتحلیل را سخت‌تر کند.
از نام سورس اصلی یعنی همان سرویس‌دهنده‌ی ایمیل برای آن استفاده کنید.
کانال ارتباط، مدیوم یا رسانه‌ای را که کاربر از طریق آن وارد وب‌سایت شما شده، نشان می‌دهد.
درواقع گوگل آنالیتیکس از طریق این پارامتر به شما می‌گوید که کاربر، چطور و به‌واسطه‌ی چه مدیوم یا رسانه‌ای به وب‌سایت شما هدایت شده است.
به همین ترتیب، برای مدیوم یا رسانه‌ای مثل ایمیل هم سرویس‌دهندگان و ابزارهای مختلفی می‌توانند، نقش سورس یا منبع را ایفا کنند که
گوگل آنالیتیکس به‌صورت پیش‌فرض برای گروه‌بندی آنچه در قالب گزارش ارائه می‌دهد، از مقادیر قراردادی برای پارامتر
بنابراین شما هم سعی کنید از همین مقادیر قراردادی استفاده نموده و از انتخاب مقادیر سفارشی برای این پارامتر، پرهیز کنید.
را به لینک‌هایتان در موتورهای جستجو اضافه کنید اما گوگل آنالیتیکس به‌طور خودکار، ترافیک ورودی از موتورهای جستجوی شاخص را از طریق
به معنای پرداخت به ازای هر کلیک است و درواقع هزینه‌ای است که به ازای هر کلیک کاربر روی تبلیغاتی که در پلتفرم‌های دیگر انجام می‌دهید و برایتان ترافیک جذب می‌کنند، می‌پردازید.
به معنای هزینه به ازای هر نمایش است که در نماش بنرها و تبلیغات گرافیکی مشابه، از سوی گوگل آنالیتیکس به‌عنوان مدیوم شناخته می‌شود.
برای اشاره به ترافیک جذب‌شده از بنرها و تبلیغات گرافیکی غیر پولی از آن استفاده می‌شود.
برای نمایش ترافیک از پلتفرم‌های اجتماعی معروف از آن استفاده می‌شود.
گوگل برای نمایش ترافیک ورودی به سایت از طریق وب‌سایت‌ها یا پلتفرم‌های اجتماعی که آن‌ها را نمی‌شناسد، از این مقدار برای مدیوم استفاده می‌کند.
از این مقدار برای نمایش ترافیک ورودی از طریق فعالیت‌هایی که در حوزه افیلیت مارکتینگ یا بازاریابی معرف انجام می‌گیرند، استفاده می‌شود.
واضح است که برای نمایش ترافیک دریافتی از طریق ایمیل‌های ارسال‌شده از این مقدار برای مدیوم استفاده می‌شود.
زمانی این مقدار به پارامتر مدیوم داده می‌شود که یا واقعا از پارامترهای
اگر در یک پلتفرم خاص، امکان شخصی‌سازی این مقادیر برای پارامتر
استفاده نکنید و برای آنکه همه چیز یکدست پیش برود، همان مقادیر موجود در جدول بالا را به این پارامتر اختصاص دهید.
به‌عنوان‌مثال، اگر از ابزار اتوماسیون ایمیلی استفاده می‌کنید که به‌طور پیش‌فرض مقدار
توجه کنید که یک منبع یا سورس می‌تواند مدیوم‌های مختلفی ایجاد کند و به همین دلیل است که گوگل آنالیتیکس، در گزارش‌هایش دو پارامتر
به‌عنوان‌مثال، گوگل می‌تواند کاربران را از طریق چند مدیوم مختلف به سوی وب‌سایت شما هدایت کند که این کانال‌ها یا مدیوم‌ها عبارت‌اند از:
: ترافیک ناشی از تبلیغات گوگل با سازوکار هزینه به ازای هر کلیک
: در رویدادی بسیار نادر (اما فوق‌العاده خوشایند) ممکن است گوگل نام وب‌سایتتان را در وبلاگش ذکر کند و کاربران از طریق لینک آن وارد وب‌سایت شما شوند.
: وقتی کسی لینک وب‌سایتتان را در صفحه شخصی‌اش به اشتراک بگذارد، مدیوم ترافیک ورودی از طریق این لینک جزء
: وقتی کسی از طریق لینکی که در یک صفحه عمومی یا گروه فیس‌بوکی وارد وب‌سایتتان شود، مدیوم ترافیک دریافتی از طریق این لینک،
در این شرایط کدام کمپین کاربر را به وب‌سایتمان کشانده است؟
اگر چند لینک در یک ایمیل وجود دارد، روی کدام لینک کلیک شده است؟
این‌ها اطلاعات مهمی هستند که ما در اجرای کمپین‌های بازاریابی ایمیلی به آن‌ها نیاز داریم و بهتر است زمینه دسترسی گوگل آنالیتیکس به این اطلاعات را فراهم کنیم و خوشبختانه پارامترهای دیگر
تعیین سه پارامتر باقیمانده، برخلاف منبع و مدیوم، الزامی نیست اما اختصاص مقادیر مناسب به آن‌ها می‌تواند بینش فوق‌العاده برای بازاریابان ایجاد کند.
بنابراین اگر می‌خواهید یک استراتژی بی‌کم‌وکاست را در حوزه دیجیتال مارکتینگ، تدوین و اجرا کنید، حتما باید تعریف این پارامترها را در دستور کار قرار دهید.
در این روش، به‌سادگی، نام همان کمپین بازاریابی یا پلتفرم تبلیغاتی‌تان را مثل شکل زیر به این پارامتر، تخصیص می‌دهید.
mailchimp/email
مشاهده نتایج هر کمپین در گوگل آنالیتیکس با استفاده از این روش، بسیار آسان است
اگر بابت اجرای یک کمپین تبلیغاتی، پول پرداخت می‌کنید، با استفاده از این روش به‌راحتی می‌توانید درآمد و برگشت هزینه تبلیغات برای هر کمپین را ارزیابی کنید
با استفاده از این روش، برقراری ارتباط با تیم‌های کاری مختلف، آسان است
، ابزارهای بازاریابی و پلتفرم‌های تبلیغاتی هستند، با استفاده از این روش به‌سادگی می‌توان این ابزارها و پلتفرم‌ها را به گوگل آنالیتیکس، پیوند داد.
ضمنا با استفاده از این روش می‌توان عملکرد کمپین‌های مختلف را به‌طور مستقل با عملکرد یک
نام‌گذاری‌های ناهماهنگ روی کمپین‌ها می‌تواند به مروز زمان، باعث ایجاد سردرگمی ‌شود و گزارش گوگل آنالیتیکس از عملکرد کمپین‌ها را عملا بی‌فایده کند
استفاده از این روش می‌تواند باعث شود بررسی گزارش کمپین‌هایی که بر مبنای منبع/رسانه فیلتر نشده‌اند، کاری سخت و وقت‌گیر باشد.
و راه‌اندازی کرده باشید، آنگاه به دلیل مکانیسم‌های مختلف نام‌گذاری توسط پلتفرم‌های مختلف یا تیم‌هایی که مسئولیت اجرا و مدیریت کمپین‌های تبلیغاتی در آن پلتفرم‌ها را بر عهده دارند، صفحه گزارش بسیار شلوغ و اصطلاحا تکه‌تکه می‌شود و به‌این‌ترتیب نمی‌توانید مقایسه‌ی موثری بین کمپین‌های مختلف داشته باشید.
تصور کنید برای اجرای این کمپین از تبلیغات فیس‌بوک، تبلیغات گوگل، تبلیغات اینستاگرام و همین‌طور ارسال ایمیل به مشتریان بالقوه استفاده می‌کنید.
حالا اگر قرار باشد از نام پیش‌فرض هر کمپین در هر ابزار به‌عنوان پارامتر
استفاده کنید، آنچه گوگل آنالیتیکس در قالب گزارش نهایی به شما ارائه می‌دهد، چیزی شبیه به شکل زیر خواهد بود:
را به همه لینک‌های این کمپین و صرف‌نظر از سورس و مدیوم آن‌ها اختصاص دهید، آنگاه به‌راحتی می‌توانید مثل شکل زیر، کمپین
نکته خوب ماجرا اینجاست که در این حالت می‌توانید عملکرد منبع/سورس برای هر کمپین را نیز به‌طور جداگانه مثل شکل زیر مورد بررسی قرار دهید.
با توجه به نوع یک کمپین تبلیغاتی، مجموعه‌ای از نام‌گذاری‌های قراردادی وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها برای اختصاص نام به کمپینتان و متعاقبا تخصیص مقدار به پارامتر
همان‌طور که در شکل زیر می‌بینیم، به‌واسطه استفاده از رویکرد دوم می‌توانیم ارتباط هر کمپین با منابع و مدیوم‌های مختلف را هم بررسی کنیم.
دسترسی به یک گزارش کاملا واضح از عملکرد هر کمپین به‌واسطه‌ی اختصاص مقادیر سطح بالا و استراتژیک پارامتر به
در این روش هزینه و درآمد کل هر کمپین را فقط می‌توانیم با توجه به منابع یا سورس‌های مختلف مقایسه کنیم.
مثلا ببینیم که منبع اول و دوم، هر کدام چه سهمی از کل هزینه و درآمد اجرای یک کمپین داشته‌اند؟ واضح است که برای تجزیه‌وتحلیل بیشتر، به اطلاعات جزئی‌تری نیاز داریم.
استفاده از این روش مستلزم برقراری ارتباط موثر بین تیم‌های کاری و همین‌طور تدوین دستورالعمل‌های مستند و مشترک است.
زیرا اگر حتی فقط یک نفر یا یک تیم، از این روش برای تعیین پارامتر
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
utm_campaign
برای پاسخگویی به نیازهای متضاد این دو گروه، راهکار جامعی در گوگل آنالیتیکس وجود ندارد اما می‌توانیم از طریق روشی به نام
این قابلیت، کمپین‌های مختلف در هر دسته را با همان نامی که در ابزار یا پلتفرم مربوطه برایشان انتخاب شده، به یک گروه سطح بالاتر تخصیص می‌دهد که این گروه، نشان‌دهنده‌ی آن کمپین بازاریابی در کلی‌ترین سطح آن است.
حالا فکر کنید که اگر بتوانیم به گوگل آنالیتیکس بگوییم که هر کمپین، کدام خط محصول را تبلیغ می‌کند، چقدر عالی می‌شود؛ این‌طور نیست؟ و چقدر عالی‌تر می‌شود اگر بتوانیم همه کمپین‌ها را در سه دسته‌ی زرد، سبز و مشترک گروه‌بندی کنیم!
چنین ساختاری این امکان را برای تیم‌های کاری فراهم می‌کند که بتوانند اسامی داخلی کمپین‌هایشان را به گوگل آنالیتیکس بدهند و درعین‌حال:
هنگام تصمیم‌گیری درباره اختصاص مقدار به این پارامتر، باید تلاش کنید مقداری به آن بدهید که بتواند به‌وضوح، همان عاملی را که باعث ایجاد ترافیک برای وب‌سایتتان شده، معرفی کند.
Yahoo/email
Facebook/social
هم می‌توانید از این پارامتر استفاده کنید.
نوعی آزمایش است که شما در آن دو نسخه از یک ایمیل را با محتوای یکسان برای مخاطبان هدفتان ارسال می‌کنید تا متوجه شوید که کدام یک از آن‌ها در تحقق هدفی که از ارسال ایمیل دارید، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند؟ تخصیص مقدار به این پارامتر هم مثل پارامتر قبلی، الزامی نیست اما در صورت تعریف آن، جزئی‌ترین داده‌های مربوط به هر کلیک روی لینک وب‌سایتتان در گوگل آنالیتیکس، ثبت می‌شود که این بعضا می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در اختیارتان قرار دهد.
جدول زیر در کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص کمکتان می‌کند.
com/sale-collection/?utm_source=facebook ;utm_medium=social ;utm_campaign=summer-sale ;utm_term=shop-now-۴۰-off ;utm_content=october
com/sale-collection/?utm_source=facebook ;utm_medium=social ;utm_campaign=summer-sale ;utm_term=shop-now-۴۰-off ;utm_content=october
، می‌توانیم بفهمیم که منبع یا سورسی که این لینک در آن درج شده، فیس‌بوک است.
نشان می‌دهد که این لینک در یکی از گروه‌های فیس‌بوک (
Google URL Builder
Google URL Builder
اگر تا اینجای متن را با دقت خوانده باشید، با قواعد تخصیص مقدار به هر یک از این پارامترها کاملا آشنا هستید و می‌توانید با رعایت نکات گفته‌شده درباره هر یک از پنج پارامتر
اهمیت دارد، همین قواعد ایجاد آن‌هاست و اگر این قواعد را بدانید، فرایند تولید آن‌ها بسیار آسان است.
Campaign URL Builder
دقت کنید که اگر چند کمپین مختلف دارید، برای تفکیک عملکرد آن‌ها باید چند کد
برای آن‌ها بسازید و از هر کد با توجه به سورس آن، به‌طور اختصاصی در همان سورس استفاده کنید.
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
utm_source
چون وقتی کاربر روی چنین لینکی کلیک کند، سشن فعلی به پایان می‌رسد و سشن جدیدی ثبت می‌شود و این سشن، به سورس و مدیوم استفاده‌شده در لینکتان، انتساب می‌یابد.
کمکتان می‌کنند تا به‌محض ثبت اطلاعات کاربر ورودی توسط گوگل آنالیتیکس، لینک حاوی پارامترهای
خدمتتان ارائه دهیم که امیدواریم بتوانید از این محتوا، به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.



منبع خبر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *