ممکن است مصرفکنندگان بگویند کالایی را به دوستان خود پیشنهاد میدهند، اما هرگز این کار را انجام ندهند.
اما حقیقت این است که مصرفکنندگان تمام ذهنیت و احساسات و اقدامات خود را بیان نمیکنند و رفتارشان با تمایلاتشان همخوانی ندارد.
ادراک بنیان اصلی حافظه است؛ بهعنوانمثال، اگر به اولین خاطرات دوران کودکی خود فکر کنید، مطمئنا به یاد میآورید که پایه و اساس بسیاری از کارها و رفتارهای شما مبتنی بر شیوه ادراکتان بوده است
ادراک اساس و مبنای نظمدهنده برای نگرش ما هستند؛ بهعنوانمثال، شما یک فنجان قهوه را در کجای مغز خود نگاه میدارید؟ در کنار دیگر نوشیدنیها؟ یا در کنار دیگر کارها و فعالیتهایی که همان احساسات مشابه را در ذهن شما ایجاد میکنند؟ اگر این فنجان قهوه مثلا لوگوی استارباکس را روی خود داشته باشد، چطور؟
_ادراک مبنای رفتار و حرکت شمارا شکل میدهد، بهعنوانمثال، زمانی که چیزی را میبینید که به آن علاقه دارید، عکسالعمل فوری و بدون واسطه شما تمایل به خرید آن است، اما بعد از این مرحله بخش منطقی ذهن شما وارد شده و درنهایت اجازه به انجام شدن این عمل را میدهد یا را لغو میکند
نهایت قدرت و امتیاز ناشی از اندازهگیری و ارزیابی احساسات مشتریان تنها زمانی مشخص میشود که این جذابیت احساسی و مزیت منطقی همراستا با یکدیگر قرار داشته باشند
ادراک مصرف کننده در برخورد اولیه را در نظر بگیرید؛ این ادراک مهم هست، چراکه بر واکنش و رفتار بعدی او تاثیرگذار است و سبب خرید، بازگشت مصرفکننده به فروشگاه و قضاوت او در مورد قیمت محصول شما میشود.
بازاریابی احساسی به پروسه بازاریابی و تبلیغاتی اشاره دارد که با استفاده از احساسات و ادراکات مصرفکننده به جلب توجه مخاطب، تعامل و خرید او را آنالیز کرده و بررسی میکنند.
مطالعات نشان میدهد مردم از میان احساسات و اطلاعات معمولا بر مبنای احساس تصمیمگیری میکنند.
در اینجا البته باید توجه داشت که در زمانی که احساسی ساخته نشود مردم بر اساس اطلاعات خود عمل میکنند.
اما این وظیفه بازاریابی احساسی است که احساسات را خلق کرده تا در دوگانه اطلاعات و احساسات، مردم بر اساس تصمیمگیری بر مبنای احساسات عمل کنند
میشود که سیستم مربوط به دریافت پاداش را در مغز شما هدایت میکند و این منجر به افزایش آگاهی برند و افزایش سطح رضایت مصرفکننده میشود.
یک مطالعه در سال ۲۰۰۷ نشان میدهد که احساس همدلی موجب ایجاد انگیزه برای عمل به نمایندگی از طرف دیگران میشود.
_یافتههای تحقیقاتی (بهویژه روی قطعه پسسری مغز که جایگاه حس و ادراک بینایی است) نشان دادهاند که فرآیندهای ادراکی در نواحی متفاوتی به اجرا درمیآیند.
این نیاز باعث میشود مشتری بالقوه احساس تنش و ناراحتی کند.
حال که نیاز برطرف شد، تنش مشتری کاهش یافته است و او دوباره احساس راحتی میکند.
عوامل انگیزهای و احساسی که به خرید (فروش برای شما) منجر میشود عبارتند از:
۳- مصرفکننده احساس میکند که انگیزه پیدا کرده است و برای رهایی از ناراحتی ایجاد شده توسط احساسش، به سمت خرید میرود.
درک معانی عملکرد افراد و شیوه انتخاب آنها به صورت آگاهانه و ناخودآگاه، جهت تجزیه و تحلیل عادات خرید مهم است
از طرف دیگر رفتار ناخودآگاه عموما توسط وضعیت و تمایل مصرفکننده انجام میشود و به تدریج به عادات مصرفکننده تبدیل خواهد شد.
این نوع خرید عمیقتر بوده و مصرفکننده برای انتخاب طولانیمدت مطمئن است.
ما باید کلمات خود را با دقت انتخاب کنیم تا اطمینان حاصل شود که مشتریان ما اطلاعات و تجربیاتی را دریافت میکنند که باعث میشود آنها به دنبال شواهدی باشند که از خرید یک محصول پشتیبانی میکند
اگرچه پنج سال پس از آن ویکاری اعتراف کرد که کل مطالعه ساختگی است، اما این پدیده (تحت عنوان آغازگر سابقگی) مورد توجه بسیاری قرار گرفت و مطالعات علمی بعدی تایید کرد که این پدیده در حقیقت وجود داشته است
به عنوان مثال، افراد تمایل دارند که نوشیدنیهای بیشتری را برای خودشان بریزند و همچنین اگر در ابتدا در معرض محرکهای خارج از آگاهی خود قرار بگیرند، مقدار بیشتری نیز مصرف میکنند.
همچنین قابل ذکر است که با استفاده از ذهن ناخودآگاه میتوان بر عملکرد افراد تاثیر گذاشت.
تحت تاثیر قرار دادن ناخودآگاه باعث میشود افراد شخصیت و رفتار خودشیفتهتری داشته باشند.
در این شیوه، آگهیدهنده، پیام خود را به گونهای طراحی میکند که از حاشیههای پایین گستره شنوایی و بینایی مخاطبان بهره گیرد تا ضمیر ناخودآگاه آنها را متاثر سازد.
علاوهبر این، گزارشهای پراکندهای وجود دارد که بیان میکند ترکیبی از شگردهای تبلیغاتی نامرئی و نگارهسازی و روانشناسی را میتوان در رسانههای چاپ نیز استفاده و تصاویری رسم کرد که احساس ناخودآگاه انسان را متاثر کند.
نخستین چیزی که در تبلیغات زیرحسی تحت تاثیر قرار میگیرد، ادراک ناخودآگاه افراد است.
اگرچه برخی ادعا میکنند تبلیغات ناخودآگاه ناموثر است یا فقط یک شایعه است، اما مستندات به دست آمده از استفاده شدن این روشها در رسانههای گروهی، نشان میدهد که سازندگان آن کاملا به قدرت آن ایمان دارند.
ما توانستیم نشان دهیم که مردم میتوانند اطلاعات عاطفی یک پیام ناخودآگاه را درک کنند و همچنین اثبات کردیم بهطور قطع اکثر مردم، بیشتر به کلمات منفی توجه میکنند.
منبع خبر
