داشتن تخمین مناسبی از تقاضای هر یک از محصولات یکی از اساسیترین مواردی است که برای مدیریت فروشگاه همواره باید به آن توجه شود چراکه پایه اصلی مدیریت فضای قفسهها و مدیریت موجودی است.
بدیهی است اقداماتی نظیر پروموشن روی یک آیتم باعث میشود تقاضای محصولات جایگزین کاهش یافته و تقاضای محصولات مکمل افزایش یابد.
در اینجا لجستیک درون فروشگاهی در سه بعد مورد بررسی قرار میگیرد: انبارش در انبارک، چینش قفسهها و نحوه مدیریت کانال امنی
چالش اصلی در اینجا این است که چه مقدار فضا به انبارک داده شود و از هر محصول بسته به مدت زمان فراهمآوری و شرایط تقاضا چه میزان در انبارک نگهداری شود.
این حوزه مربوط به فعالیتهای انتقال محصولات از انبارک یا ماشین به داخل قفسهها میشود.
در اینجا بهینهسازی میزان سفارشگذاری محصولات با توجه به فضای انبارک و تقاضای محصول و تعداد فیس اختصاص داده شده به آنها میتواند بار هزینه و عملیاتی چینش قفسهها را کاهش دهد.
نحوه مدیریت تقاضا و سفارشگذاری محصولات با توجه به رشد فرهنگ خرید غیرحضوری چالش دیگری است که مدیران فروشگاه از این به بعد بیشتر با آن مواجه خواهند شد.
به طور مثال چیدمان (مجموعه کالاهایی که به مشتری ارائه میشود)، مکان قرار دادن محصول در فروشگاه (مکان قفسه و مکان محصول در هر قفسه)، کل فضایی که به هر سطح سه یا سطح چهار تخصیص داده شده و تعداد فیس تخصیص داده شده به هر محصول از مواردی است که می-تواند بر تقاضای مشتریان در داخل فروشگاه تاثیرگذار باشد.
اولین سطح تصمیمات در برنامهریزی فضای قفسهها، استراتژیک است و مربوط به تخصیص فضای فروشگاه به سطح سه محصولات میشود، این تصمیمات به فضای فروشگاه و میزان قفسه و یخچال موجود در فروشگاه بستگی دارد.
سطح سوم این تصمیمات مربوط به این است که چه زیرمجموعهای از مجموعه محصولات هر سطح چهار در قفسه قرار گیرد، در این سطح بحث احتمالات جایگزینی و بهروزرسانی تقاضا بهوجود میآید.
در نهایت سطح چهارم تصمیمات به این موضوع مربوط میشود که چه تعداد فیس به هر محصول تخصیص داده شود.
به طور کلی نحوه تخصیص فضای قفسهها به محصولات در سه حالت میتواند بر تقاضای محصول تاثیر گذارد.
به طور مثال فرض کنید با دادن فیس بیشتر به سوسیس باعث افزایش تقاضای این محصول شدهاید.
منبع خبر
