وقتی آیزاک نیوتون دار و ندارش را در بورس باخت؛ «من می‌توانم حرکت اجرام آسمانی را اندازه‌گیری کنم، اما جنون مردم را نه»



در سالی که بازار بورس لندن رشدی کاملا بی‌سابقه داشت، نیوتن دودل بود کهتمام سرمایه‌گذاری‌های ایمن خودش را بفروشد تا در شرکت دریای جنوب سهام بخرد یانه؟ ارزش سهام آن شرکت (که از بزرگ‌ترین شرکت‌های خصوصی تاریخ بود) از ژانویه آنسال هشت‌برابر رشد کرده و هزاران نفر را روی کاغذ ثروتمند کرده بود
نیوتن ثروت زیادی داشت، اما معمولا در سرمایه‌گذاری محتاط بود.
البته نیوتن در بازار بورسهم چند سهم از شرکت‌های بزرگ‌تری از جمله دریای جنوب داشت، اما هیچ‌وقت در تجارتعجول و هیجان‌زده نبود
اما این نگرش در آن چندماه تغییر کرده بود؛ نیوتن در بازار روبه‌رشد به خرید و فروش مشغول بود و گویا اینامید را در سر می‌پروراند که ثروت نسبتا زیادش را به ثروتی کلان تبدیل کند.
پیشاز ماه آگوست اکثر اوراق قرضه‌اش را آزاد کرد و آن‌ها را به همراه دارایی‌هایدیگرش به سهام دریای جنوب تبدیل کرد.
وقتی او اشتباه می‌کند و نیمی ازثروتش را بی‌محابا به خطر می‌اندازد، پس این کار ممکن است از هرکسی سر بزند.
اندروآدلایزکو، ریاضی‌دان لهستانی-آمریکایی، سال گذشته پژوهشی درباره فعالیت‌هایاقتصادی نیوتن در دوران حباب شرکت دریای جنوب منتشر کرد که به‌جز اشتباهات دور ودراز این متفکر بزرگ، الگویی از بلاهت مکرر انسانی را نیز نشان می‌دهد.
شرکت دریای جنوب، که محور این رشد ناگهانیو سپس سقوط بازار بود، ظاهرا شرکتی تجاری بود که در بریتانیا حقوق انحصاریدادوستد کالا و برده‌های صادراتی به مستعمرات اسپانیا در آمریکای لاتین را در دستداشت.
اما این شرکت نقشدیگری نیز داشت و شبه‌بانکی بود که دولت بریتانیا برای مدیریت بدهی‌هایش به آنرجوع می‌کرد
نیوتن یکی از آنسهام‌داران اولیه بود و تصمیماتش در نامه‌های خودش و دیگران و البته سیاهه املاکشثبت شده است.
مدیران شرکت دریای جنوب جاه‌طلبی بیشتری به خرجداده و طرحی مالی پیشنهاد دادند که قرار بود تمام بدهی‌های مالی بریتانیا رادگرگون کند.
چیزی که این پیشنهاد را وسوسه‌برانگیز می‌کرداین بود که مردم می‌توانستند به‌جای سود جزئی و ثابت، به سودهای کلانی از بازارسهام دست پیدا کنند.
برای کارایی این طرح کافی بود ارزش سهام این شرکت افزایشبیابد و آن‌قدری بالا بماند که طلبکاران دولت سراغش بروند.
پوند رسید و این روال به همین شکل ادامه داشت.
بررسی‌های سال بعدنشان داد که این رشد ناگهانی تاثیری مثبت داشته است: مدیران ارشد شرکت دریای جنوباز هیچ تلاشی دریغ نمی‌کردند تا سهام را به مردم تزریق کنند تا هزینه خریدها، بازخرید مخفیانه سهام، استفاده بی‌رویه از درآمدهای اولیه و خیلی موارد دیگر رادست‌وپا کنند
آیزاک نیوتن در ابتدا دربرابر این وسوسه ایستادگی کرد و به همان سهامی که از قبل در شرکت دریای جنوب داشتاکتفا نمود، اما هیچ‌یک از اوراق بهادار دولتی‌اش را، که ارزشی بالغ بر
سپس در پایان ماه آوریل، او هم مثل بعضی سرمایه‌گذاران محتاط دیگر بدین نتیجه رسید که شرکت دریای جنوب بهاو ثروتی کافی رسانده است.
آدلایزکو اخیرا مروری جامع از دادوستد‌های نیوتن دربازار سهام در سال حباب منتشر کرد که نشان می‌دهد طی چند هفته، نیوتن تمام سهامشدر شرکت دریای جنوب را با قیمت‌هایی که بین
پوند بود فروخت و نقد کرد.
در آن روزهایی که نیوتنسهام خود را می‌فروخت، سهام شرکت دریای جنوب از
ژوئن، رشد ارزش سهام شرکت از این همبیشتر شد.
پوند را برای سهام گزارش دادند که پنج روز بعد به
در اواسط ژوئن، نیوتندیگر نمی‌توانست تحمل کند که با فروش زودهنگام سهامش، چه پولی را «از دست داده» است و چنین بود که دوباره شروع به خرید سهام کرد.
پوند بابت هر سهم می‌پرداخت، یعنیبیش از دو برابر مبلغی که بهار همان سال بابت فروش سهامش دریافت کرده بود.
تمام آنسود پیشین و بخش زیادی از مابقی ثروتش حالا بستگی به عملکرد سهام دریای جنوب دربازار داشت
آگوست، سهام دریای جنوب
پوند بود.
پوند ارزش داشت (یعنی تمام سود سهام از ابتدای این طرح از بین رفت) و تا اوایل نوامبر به کمتر از
چطور ممکن بود چنین اندیشمندی بدین شکل شکست بخورد، درحالی‌که برخی دیگر، که به اندازه او باهوش نبودند، خطر بزرگ بازار را در دوراناوجش تشخیص داده بودند؟ مثلا یکی از اعضای مجلس به نام آرچیبالد هاچسن از همانماه مارس جمع‌وتفریقی انجام داده بود تا نشان دهد که سهام دریای جنوب حتی در همانمراحل اولیه حباب هم قیمتی خطرناک و بسیار بیش از حد معقول دارد.
با توجه به این سادگی و اینکههاچسن آن را منتشر کرده بود تا همه ببینند، چرا به فکر نیوتون نرسید که ثروتش رانجات دهد؟
اما حالا کهسه قرن گذشته، آن توضیحات نمی‌تواند دلیلی بر توالی خاص تصمیمات نیوتن در بهارحباب باشد، چون هرکدام از تصمیماتش در زمان خود معقول به نظر می‌رسد
دلیل حرکت اولش، یعنیتصمیم به فروش در ماه آوریل، کاملا واضح است: به این نتیجه رسیده بود که به ثروتکافی رسیده و می‌خواست این سود را نقد کند.
همین تصمیم اساسی قبلا برای صدها وچه‌بسا هزاران نفر کارساز شده بود، افرادی که بیش از یک بار به بازار سهام ورود وخروج کرده بودند.
آنچه تا سال‌ها نیوتن را آزار داد و امروزه هنوز هم عجیببه نظر می‌رسد این است که توانایی‌اش در تحلیل بدون تعصب و غرض به دردش نخورد، آنهم درست در دورانی که بیش از همیشه به آن نیاز داشت.
سال پیش در اولین فاجعه مالی چشمگیردر دنیای مدرن صحت داشت و امروزه نیز صحت دارد.
حالا پس از گذشت سه قرناز زمانی که آیزاک نیوتن دار و ندارش را از دست داد، آخرین پیامش برای ما می‌تواندچنین باشد: شاید بتوان او و همتایانش را به‌خاطر شکست در آن فاجعه بخشود، چرا کهآن موقع اولین بار بود که رخ می‌داد، اما ما چنین عذر و بهانه‌ای نداریم
این مطلب را توماسلونسون نوشته است و در تاریخ



منبع خبر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *